تبليغاتX
عشق و دوري
تقدیم به زیباترین گل روی زمین، به دیبای عزیزم
 

 

 

به رسم دوستی...

با دستهای تو آشنا شدم..

مرا لمس کردی...

و التهاب تو از من عبور کرد....

عطشم شطی گشاده روی بود....

و تو خیس عطش شدی....

قطره قطره هیجان من.....

در ذهن تو می چکید....

وقتی که انعکاس باور من عشق را فهمید.... 

بوسه گم گشته بود!!!

برگهای زمان سبز شد....

و دستهای تو آنها را چید ....

من جز همین برگهای سبز....

هرگز....

چیزی نخواسته ام که بخواهم

از دستهای تو ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 20:6  توسط دیبا و مجتبی   |