تبليغاتX
عشق و دوري
تقدیم به زیباترین گل روی زمین، به دیبای عزیزم
28 مرداد شما را یاد چی میندازه ؟

اگه برین و یه سری به سابت ویکی پدیا بزنین با کودتای 28 مرداد بر میخورین که در این روز طرفدار های مصدق شلوغ کردن و علیه شاه تضاهرات کردن و شاه هم از ایران فرار کرد.

اما فقط چند سال بعد چیزی در حدود 30 سال بعد یه اتفاق دیگه افتاد.

یکی از دوستان مشترکمون به دنیا اومد.

ایمی عزیزم در این روز به دنیا اومد.

من تو عمرم مطلب سیاسی ننوشته بودم. اما ایمی ببین به خاطر تو چه دردسر هایی که خودم را توش نمیندازم....

اینم یه حرکت فردینی دیگه ...

حالا بگو مجی بده..

اگه وبلاگم فیلتر شد تقصیر توئه ...

ایمی منتظر سومین حرکت فردینی من باش...

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 22:31  توسط دیبا و مجتبی   | 

 

 

سلام آقای من...

 

حالت چطوره ؟

 

هنوز روزش نرسیده که بیایین و دستمون را بگیرین ؟

 

من نمیدونم چطوری بهتون تبریک بگم.

 

حرف هام را هنوز نگفته میخورم.

 

فقط میگم تولدت مبارک.

 

منتظر هستم که بیایی.

 

دوستان عزیزم به همتون عید نیمه شعبان را تبریک میگم.

 

دیبای عزیزم عیدت مبارک.

 

روی ماهت را میبوسم عزیزکم...

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 22:49  توسط دیبا و مجتبی   | 

 

خبرآمد خبري در راه است

 

به انتظارت نشسته‌ام تا تو بيايي

 

تا تو بيايي و من مرواريد چشمانم را براي سلامتیت صدقه

 

 می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال

 

 تو افطار می نمایم نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را

 

فرش قدمها یت نمایم. پس بیا که نذر خود را ادا کنم.

 

کاش می شد که خدا

اجازه ظهورت می داد

 

شايد اين جمعه بيايد شايد

+ نوشته شده در  جمعه 25 مرداد1387ساعت 12:59  توسط دیبا و مجتبی   | 

نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟
بهار تازه به برگ خزان چه خواهد کرد؟
به من که سوختم از داغ مهربانی خویش
فراق و وصل تو نامهربان چه خواهد کرد؟
زفیض ابر چه حاصل گیاه سوخته را؟
شراب با من افسرده جان چه خواهد کرد؟

 

من مقصر بودم؟

نمیدونم واقعا.

همیشه دوستت دارم عزیزم دلم.

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 مرداد1387ساعت 6:23  توسط دیبا و مجتبی   | 

 دنیارا بد ساختنن

کسی را که دوست داری،دوستت ندارد

کسی که تو را دوست دارد،تو دوستش نداری

امّا کسی که تو دوستش داری و اوهم دوستت دارد

به رسم آیئن زندگانی به هم  نمی رسند.

و این رنج است

زندگی یعنی این  . (دکتر علی شریعتی)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1387ساعت 16:27  توسط دیبا و مجتبی   | 

سلام به همه ی دوستان عزیزم. اینجا خیلی دلتنگم. به شعری از هوشنگ ابتهاج هست که میگه : چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی من چه گویم که غریب است دلم در وطنم واقعا داره در مورد من صدق میکنه. اما اینکه این پست را نوشتم دلیلش یه چیز دیگه بود. یه چیزی هست که میخوام تا آخر هفته یه ختم قران بخونم. هر کی که کمک میکنه توی کامنت بگه که چه حزب یا جزئی را میخونه. ممنون.
+ نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 21:43  توسط دیبا و مجتبی   |