تبليغاتX
عشق و دوري
تقدیم به زیباترین گل روی زمین، به دیبای عزیزم

دستها بالا بود هرکسی سهم خودش را طلبید  

سهم هرکس که رسید

داغ تر از دل ما بود

نوبت من که رسید

سهم من یخ زده بود.سهم من چیست مگر؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 10:38  توسط دیبا و مجتبی   | 

بي دل و خسته در اين شهرم و دلداري نيست

غم دل با كه توان گفت كه غمخواري نيست

شب به بالين من خسته به غير از غم دوست

ز آشنايان كهن يار و پرستاري نيست

يا رب اين شهر چه شهري است كه صد يوسف دل

به كلافي بفروشيم و خريداري نيست

فكر بهبود خود اي دل بكن از جاي دگر

كاندر اين شهر طبيب دل بيماري نيست

 

 

داشتم شعر میخوندم. دیدم هیچی بهتر از این شعر نمیتونه حال منو بگه.

دیبای عزیزم خیلی دلم برات تنگ شده.

روی ماهت را میبوسم.

دوستت دارم.

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 خرداد1387ساعت 19:44  توسط دیبا و مجتبی   | 

هر زمان كه عشق به شما اشارتي كرد

در پي او بشتابيد

هر چند راه او سخت و نا هموار باشد

هر زمان بالهاي عشق شما را در بر گرفت

خود را به او بسپاريد

هر چند تيغ هاي پنهان در بال و پرش ممكن است شما را

مجروح كند

و هر زمان عشق با شما سخن گويد

او را باور كنيد

هر چند دعوت او روياهاي شما را چون بلاد مغرب در هم كوبد و باغ شما را خزان كند

زيرا عشق چنانكه شما را تاج بر سر مي نهد به صليب نيز

مي كشد

و چنانكه شما را مي روياند  شاخ و برگ شما را هرس خواهد كرد

عشق با شما چني رفتارها مي كند تا به اسرار قلب خود

معرفت يابيد

و بدين معرفت با قلب زندگي پيوند كنيد و جزيي از آن شويد

آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را تجربه كنيد

آرزو كنيد كه زخم خورده‌ي فهم خود از عشق باشيد و خون شما به رغبت و شادي بر خاك ريزد

 

"پيامبر- خليل جبران"

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 خرداد1387ساعت 12:14  توسط دیبا و مجتبی   | 

خدا را نمیدونم چقدر شکر کنم از اینکه کنار دیبای عزیزم هستم

خداجونم دوستت دارم به خاطر این همه خوبی که به من کردی.

این پست یک پست خیلی استثنایی هست که دلیلش را فقط خودم و یکی دیگه میدونه...

دیبای عزیزم دوستت دارم

روی ماهت را میبوسم

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 12:21  توسط دیبا و مجتبی   |