تبليغاتX
عشق و دوري
تقدیم به زیباترین گل روی زمین، به دیبای عزیزم

به نام خدای خوبم

نمیدونم چطوری شروع کنم. فقط به یک تبریک ساده قناعت کنم یا نه ؟

قبلا واقعا حال و هوای عید داشتم. اما حالا هیچ احساس متفاوتی ندارم. انگار نه انگار که عیدی هم در راهه.

خوب واقعا از ته دلم واسه همه مردم و بخصوص واسه همه ی دوستان خوبم سال خوبی را آرزو میکنم. امیدوارم که هر کسی هر چی از خدا میخواد خدا بهش بده.

عید همتون مبارک.

دیبای عزیزم

عیدت مبارک باشه. دلم میخواست که کنارت باشم و با تو سال جدید را شروع کنم.

دایی ایمی تبریکات ویژه من به تو و زن دایی.

زن دایی هم عیدت مبارک هم تولدت.

مامان دزی عیدت مبارک باشه. امیدوارم سال دیگه در کنار کسی که میخوای باشی و سال 88 را با اون تحویل کنی .

عمه نازی هر چند که بی معرفت شدی و جواب منو حتی توی مسنجر هم نمیدی اما باز هم با همه ی این حرف ها عیدت مبارک.

داش علی بامرام عزیزم سال خوبی را برای تو و خانومیت آرزو میکنم.

دوستان عزیز گفتمانی نوروز به همه ی شما مبارک.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 17:5  توسط دیبا و مجتبی   | 

عزيزم امروز خيلي دلم برات تنگ شده بود با اين كه زنگ زدم ولي بازم حالم خوب نشد چون خيلي سرد جواب ميدادي .تو هم مثل اينكه حالت خوب نبوده...

اينا را بدوني بد نيست

 

وقتی ديباساکت است، ميليونها چيز در همان لحظه از ذهنش ميگذرد.

وقتی ديبا بحث نميکند،عميقا فکر ميکند.

وقتی ديبا با چشمانی پر از سوال به شما نگاه ميکند در حيرت است که تا کی کنارش خواهيد ماند.

وقتی ديبا بعد از مکثی کوتاه جواب ميدهد" من خوبم" اصلا خوب نيست.

وقتی ديبا سر بر شانه های شما ميگذارد، آرزو دارد که برای هميشه به او تعلق داشته باشيد.

وقتی ديبا هر روز به شما زنگ ميزند، دنبال توجه شماست

وقتي ديبا ميگويد دوستت دارم،راست ميگويد.

وقتی ديبا ميگويد بدون شما نميتواند زندگی کند،تصميمش را برای آينده گرفته است.

وقتی ديبا ميگويد"دلم برايت تنگ شده"باور کنيد هيچ کس در دنيا نميتواند به آن حد دلتنگ باشد مجتبي 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 19:52  توسط دیبا و مجتبی   | 

روزهای خیلی خوبی را دارم میگذرونم شکر خدا

بودن در کنار دیبای عزیزم

هم خونه ای شدن با دایی ایمی

و این دو روزی که علی خوبم اومده بود تهران . هر چند که بارونی بود. اما واقعا به من یکی که خوش گذشت.

ایمی عزیز هم که دیگه حرف نزنم بهتره. واقعا هر روز بیشتر شیفته ی اخلاقش میشم

درس ها که چی بگم ؟ پوستمون را استاد ها کندن

اما بودن در کنار عزیزترینم

بودن در کنار دیبای خوبم

 واقعا خداجون ازت ممنونم.

امیدوارم که بیشتر قدر این روزهای خوب را بدونم.

میترسم که زود تموم بشه

دیبای خوبم

دوستت دارم

روی ماهت را میبوسم

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 16:33  توسط دیبا و مجتبی   | 

دیبای عزیزم

من اشتباه کردم

معذرت میخوام

میدونم که تو به معذرت خواهی من نیازی نداری

تو را به خدا ببخش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 14:1  توسط دیبا و مجتبی   |