باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم
آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم
خوابم شکست و مردم چشمم به خون نشست
تا فتنه ی خیال تو بر خواست در دلم
خاموشی لبم نه ز بی دردی و رضاست
از چشم من ببین که چه غوغاست در دلم
من نای خوش نوایم و خاموشم ای دریغ
لب بر لبم بنه که نواهاست در دلم
دستی به سینه ی من شوریده سر گذار
بنگر چه آتشی ز تو بر پاست در دلم
زین موج اشک تفته و طوفان آه سرد
ای دیده هوش دار که دریاست در دلم
باری امید خویش به دلداریم فرست
دانی که آرزوی تو تنهاست در دلم
گم شد ز چشم سایه نشان تو و هنوز
صد گونه عشق تو پیداست در دلم
نمیدونم چی بنویسم ، اما این شعر بهتر از هر بیانی میگه که توی دلم چه خبره
خیلی دلم میخواست که این روز ها را در کنار دیبای مهربونم باشم
اما خوب چه کنم که نشد.
روز والنتاین را به همه تبریک میگم ![]()
![]()
خوش باشین.....

آرزویم این است
نتراود اشک از چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی
عاشق آنکه ترا می خواهد
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و ترا دوست بدارد به هر اندازه دلت می خواهد.